نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
 
+ فرزانه 
انقد با اين شعر گريه کردم که دلم خواست يکي از شعرامو براي تو بنويسم.اميدوارم دوستش داشته باشي.

لبخندي زدم چه تلخ
تلخ تر از هق هق
از ناله..
از پس ديوار
از پس اشکم
از پس قطره ها
ميديدم تورا
او را..
در اغوش ميداشتي اش
زير باران
سر بر سينه ات داشت
سمفوني باران و قلبت
ان که به او بخشيد قسمت!

درخشان گيسوان مشکينش
با شعله هاي گرمش
و مخمل نرمش
تو را حافظ از باران بود.

صاعقه زد
عکس يادگاري ميگرفت از دو عاشق
غفلتا من نيز
گوشه اي از تصوير بودم
گريان و پشيمان...
صاعقه زد
من غبطه خوردم به حال او
که صاعقه زد
تو تنگ تر فشردي اش...

ان شب
فرو ريختم از سکوت
فرو ريختم انجا
کنار ديواري
که از بوي باران و گل
مستانه حالم ميکرد

ان شب
کنار ان ديوار
من فرو ريختم نه تنها
ان شب
من
از تو برگشتم...